ظاهرا لطف فیتلرینگ حکومت و دولت شامل حال ما نیز شد !
بعد از اینکه این وبلاگی که شما مشاهده می کنید از طریق اکثر ISP ها فیلتر شد و حتی خود بنده نیز توانائی ورود به وبلاگم را نداشتم در صدد آن شدم که وبلاگی جدید که تقریبا دونباله رو وبلاگ قبلی (http://behzadjj.blogfa.com) اینجانب هست ایجاد کنم
ضمنا این وبلاگ تا اطلاع ثانوی شاید تا آخر دیگر قادر به ادامه فعالیت خود نباشد بنابراین از شما دوستانی که از طریق ISP های گوناگون توانسته اید وارد این وبلاگ (http://behzadjj.blogfa.com) شوید منتظر حضور شما در وبلاگ جدید خود (http://irman.blogfa.com) هستم
امیدوارم با نظرات خود بمانند قبل در بهبود و پیشبرد وبلاگ جدید کمک کنید تا به هدف خود به جامعه آرمانی برسیم
شما تصور کنید بمعنی "مرد ایرانی"
ایران سربلند ایرانی سرفراز
· نفت؛ همسایه ثروت ، اینجا فقر!
نفت ارث استراتژیکی رسیده به مام میهن، که ثروت ملی ماست! ؛
این ثروت می تونه صعود را بدنبال داشته باشه ؛ وای اگر صعود غرور را هم به خودش جا بده! و این غرور که زمینه ساز پیدایش دشمن خودی و غیر خودی میشه و دشمن هم در پی سقوط و سرنگونیست، به هر قیمت حتی بقیمت فروش حیثیت و منافع ملیست و از فروش منافع ملیست که برایمان فقر و فساد به ارمغان می آورد !
تاریخ قصه نیست؛ ملتی که تاریخ رانشناسد محکوم به فناست و بناچار باید تاریخ را تکرار کند.
آری؛ یکبار تند رفتند و رفتیم ، یک عمر و سی سال لنگان لنگان در حرکتند!
همين امسال [1323] آزمايش ديگري در كار است : سالها در ايران گندم و جو كم بها ميبود و كشاورزان سختي ميكشيدند و زيان ميبردند . پارسال به ُ شوند (دلیل)جنگ و در سايه كمي غله بهاي آن بسيار بالا رفت و امسال با همه فراواني بالاست . اكنون كشاورزان كه غله را به بيست برابر بهاي سالهاي پيش ميفروشند، بجاي آنكه ارج اين پيشآمد را بدانند و از پولهايي كه بدست آورده اند كشتزارهاي خود را بيشتر و بهترگردانند، باغها پديد آورند، چشمه هاشان بچگان خود پرداخته « تراخمي » پاك گردانيده به آب بيفزايند، براي زنان و فرزندان خود رخت خرند، به چشمهاي به نزد پزشك برند، همه اينها را فراموش كرده تنها زيارت را به ياد مي آور ند. از هر ديهي گروهي كاروان بسته و ملاي خودشان را همراه برداشته شادان و « صلوات » كشان راه مي افتند .
همچنين بازاريان كه در سايه بالا رفتن نرخها، در اين دو سال پولهايي اندوخته اند و بازرگانان كه در سايه انبارداري و گرانفروشي، به توانگري افزوده اند، يگانه آرزوشان رفتن به كربلا و نجف )و يا به مكه ( ميباشد. بسياري از آنان از دادن ماليات به دولت سر پيچيده با نيرنگ و رشوه گريبان خود را رها گردانيده به راه مي افتند. (داوری – احمد کسروی)
· نخست كساني هستند كه از اين نوع باور براي خلاقيت و آگاهي بيشتر بهره ميگيرند و اينگونه انديشه را كوهي محكم و استوار پشت سرخود مييابند تا راه ترقي، پيشرفت و آفرينندگي را طي كنند و اين گروه به فرهيختگي و خردمندي ميرسند و عادتا هستي را با بينشي خردگرا مينگرند.
· گروهي ديگر با داشتن تفكرات ديني خود را بخواب برده و هر آمد و رفتي را از سوي عنصري ديگر دانسته و يا به طرف بنيادگرايي و تعصب ورزي ميروند و يا به سمت انفعال و راكد بودن يعني مرده در تلاش! و ايستا در عقيده. و عادتا «تفكرديني» براي اين افراد به منزلـه مواد مخدر ميباشد كه آنها را از خود بيخود مينمايد…
چشمها را باید شست
جور دیگر باید دید
· گذشته از اعتقادات مذهبی – دینی هنوز بدرستی فرقی بین عبادت و اطاعت قائل نشده ایم ! به امید روزی عبادت عاری از افراط و تفریط ...!
· باور اینکه هر چیزی باید در جای خودش باشه برای بعضی ها ظاهرا سخن گفتن از کفر!
· به هر حال فراموش نکنیم که اصالت انسانی هر کس در گرو این است که صاحب اختیار و عقل و اندیشه خودش باشد.
· و به امید روزی که شاهد آن نباشیم که نماینده ای از مجلس به نشانه تبرک، نیمه لیوان آقای رئیس جمهور را بنوشه!
§ از درون تا برون...
§ از شعار تا عمل...
§ از بطن تا ظهر ...
§ از دین تا مذهب ...
§ از انقلاب تا دگرگونی ...
چقدر فاصله ....!
v خیمه شب بازی تا به کی؟

دانستن حق است!
آی مردم ...
· اگر میدانستید حقتان از این دنیای خاکی چیست ، باز حقتان را نادیده می گرفتید؟
· اگر میدانستید سهمتان از این جغرافیای گربه ای چیست، باز سهمتان را ارزان می فروختید؟
· اگر میدانستید عدل و عدالت چیست، باز شعر و شعار عدالت را باور می کردید؟
· اگر میدانستید جهان سوم کجاست، باز جهان سومی باقی می ماندید؟
· اگر میدانستید استقلال چیست، باز تحریم می شدید ؟
· اگر میدانستید آزادی در این خفقان چیست، باز نقاب بصورت میزدید؟
· اگر میدانستید انتخابات چیست ، باز در انتصابات شرکت می کردید ؟
· اگر میدانستید تاریخ چیست ، باز تاریخ را مصرف می کردید؟
· اگر میدانستید اقتدار چیست ، باز تحقیر و منزوی می شدید ؟
· اگر میدانستید حقوق بشر چیست، باز نقض حقوق میشدید؟
وای اگر بدانید و سکوت کنید!
دکتر حسین بشیریه هم راندند !
مانـدنیهـا در حصــار افکارشان رفتنیها در قلع و قمع اندیششان
مـانـدنیهـا در دیــار غـــربتنـــد رفتنیــهــا در خــواب غفـلتـنــد
ماندنیهـا در حسرت بوی وطن رفتنیها با خیال خوش در وطن
ماندنیها با علم در عالمی دگر رفتنیها با اصول در مکتبی دگر
ایران سربلند ایرانی سرفراز
*ای کاش لااقل "شهیاد" را به "آزادی" تغییر نام نمی دادند!
معنی آزادی ;
آزادی یعنی: " توانايي انجام كاري كه به ديگران زيان نرساند"
هنوز هم معنی آزادی برایم گنگ است !
هنوز هم درک آزادی برایم سخت است!
هنوز هم آزادی برایم یک شعار است!
هنوز هم لذت آزادی برایم آرزوست !

صفحه اول روزنامه قدس 5 آذر 86
خیلی خواستم در مورد ویرایش (یا اصلاح!) این عکس مطلبی بنویسم ولی انقدر عکس گویا هست که دیگه نیازی به تحلیل و تفسیر نداره !
همین که ریش نزاشتن جای شُکرش باقیه!
· در جائی که رئیس جمهورش در مراسم رسمی با کاپشن ظاهر میشه (در بعضی مواقع هم با ابا و چفیه)، یه فوتبالیست چطور میتونه از کروات استفاده کنه!
· در جائی که آقای پرزیدنت ما در شورائی شرکت می کند که نام مجعول خلیج دارد نه "خلیج فارس" در جائی که تمامی شرکت کنندگان آن شورا، شعارشان نام مجعول خلیج عرب هست و خواهان تسخیر سه جزیره ایرانی را دارند و مسئولی، حتی نمایندگان مجلس نیز اعتراضی نمی کنند این ریزبینی که دیگه مهم نمیشه!! (شاید با کروات مرتکب گناه کبیره میشد که با این اصلاح کوچک گناهش پاک میشه!)
· در جائی که رئیس جمهور ما در کنفرانسی بنام آناپولیس شرکت نمی کنه که اولا 46 کشور شرکت کردند که فقط 16 کشور آن عربی بود و دوم اینکه این نشست صرفا برای صلح بود نه جنگ، ویرایش این عکس ایرادی نداره!· در جائی که عزل و نصب یک شبه انجام میشه ، این عکسا که دیگه به چشم نمیاد!
· در جائی که دولتمردی 5 تا شغل کلیدی کشور رو داشته باشه، این اصلاحات تصویری که اهمیتی نداره!
· در جائی که یک منتقد خائن خوانده میشه و یک نامسلمان بزغاله، این تصاویر که جای بحث نداره!
· در جائی که آزادیخواهان و ملی گرایان و دانشجویان زندان هستند یه عکس با کروات یا بدون کروات چه فرقی می کنه!
· در جائی که امام جمعه مشهد به بسیجیان توصیه میکنه که برای جلو کشیدن روسری خواهرانتان(!!) که 4 انگشت به عقب کشیده شده به تعداد موهائی که از روسری بیرون زده شده باید کشته بدهیم، این اصلاح عکس که دیگه قانونی و شرعی محسوب میشه!
· در جائی که رئیس جمهور، جایزه منتقد دولت رو به موافقترین و حامی ترین نشریه حکومت و دولت میده، صحبت کردن درباره علت ویرایش این عکس وقت تلف کردنه!
· در جائی که وزرا یک به یک استیضاح میشند و استعفاء میدن یا برکنار میشن و موضعی برای دفاع از خود ندارند ، داشتن یا نداشتن یه کروات تو عکس توفیری نداره!
· در جائی که هیچ یک از مسئولان رسمی دولت نمی تواند و نباید صورت خود را اصلاح کند و باید ریش داشته باشند (با تخفیف ته ریش هم موردی ندارد!) ، مطمئنا داشتن یک کروات در یک عکس خلاف احکام اسلامی محسوب میشه !
· در جائی که ورزش و فوتبال ما سیاسی میشه ، حتماً عکس با کروات هم سیاسی میشه!
· در جائی و زمانی که طرح امنیت اجتماعی اجرا میشه ، اجرای طرح امنیت اجتماعی در ویرایش عکس هم اشکالی نداره!
· در جائی که زنان بخاطر حجاب و احکام اسلامی نمی توانند در مسابقات بین اللملی شرکت کنند ، کروات زدن مردان هم حتما حرام میشه !
· در جائی که مسئله اصلی یه مملکت شده احکام انضباطی و اسلامی ، عکس با کروات که غیر اسلامیه بحساب میاد!
· در جائی که شعارش نه شرقی نه غربی بودنه ، تصویر کرواتی معنی نداره!
· در جائی که ایدئولوژی اسلامی حاکم هست ، چه معنی داره فردی مسلمان در یک جلسه رسمی با کروات عکس بندازه!

"هنر و هنرمند" "دانش و دانشمند" و دیگر هیچ!
وقتی که مسعود بهنود رفت ...
وقتی که ابراهیم نبوی رفت ...
وقتی که کامبیز حسینی رفت ....
وقتی که خانواده محسن مخملباف رفتند ...
وقتی که شاهین جامعی رفت ...
وقتی که شهره آغداشلو رفت...
وقتی که شادمهر عقیلی رفت ....
وقتی که انوشه انصاری رفت ....
وقتی که فیروز نادری رفت ...
وقتی که بیژن پاکزاد رفت ...
وقتی که امید کردستانی رفت ...
وقتی که رضا مریدی رفت ...
وقتی که جمشید الیست رفت ...
و وقتی که ..... رفتند
و وقتی که هنرمندان و دانشمندان رفتند شاید کمتر کسی از خودش پرسیده باشه که چرا رفتند؟!
شاید بخاطر اینکه اینجا هوا آلوده بود ، شاید بخاطر اینکه فضا برای نفس کشیدن تنگ بود یا شاید بخاطر اینکه میخواستن از وطن برن ، (ولی هیچ کسی دوست نداره خانه پدریش رو رها کنه و در غربت زندگی کنه ) شاید هم میخواستن از قانون فرار کن ( ولی همه جا قانون هست!) و در آخر اینکه شاید میخواستن کالبد خودشون که دیگران برایشان ساخته بودند را بشکنند!
رفتند یا راندند ؟ ولی چرا؟
جامعه نخبه کشی و فرار مغزها
" وقتی قیصر امین پور زنده بود کسی حتی دو بند انگشت هم در سرای این شاعر نگفت و این است جامعه نخبه کشی "
فقط این "تن" ها نبودند که رفتند یک دنیا هنر و دانش بود که رفت ، و این است فرار مغزها.
این هم هدیه ایدئولوژیک جمهوری اسلامی به عالم بشریت !
"فراموش نکنیم همه اینها سرمایه های ملی ما هستند"
قـومـی متفکرنـد انـدر ره دیــن قـومـی بگمـان فتـاده در راهِ یقيــن
ميترسم از آنکه بانگ آید روزی کای بيخبران راه نه آنست و نه این
عمر خيام
شما را بخدا تن به مغز شوئی خود ندهید ، با مغز خودتان فکر کنید و با شعور خودتان تشخیص بدهید و از یاد نبرید اصالت انسانی هر کس در گرو این است که صاحب اختیار و عقل و اندیشه خودش باشد این هویت انسانی را به هیچ نفروشید .